افسردگی

افسردگیReviewed by سارا ديدبان on Mar 8Rating: 5.0افسردگيافسردگي شخص افسرده کسی است که غمگین و ناراحت می باشد افسردگی یکی از شایع ترین بیماریهای نوع بشر است وعلانم مختلفی دارد مانند علایم جسمانی که موجب مراجعه به پزشک می شود. حدود ۶در صد از افراد جامعه مبتلا به افسردگی هستند. احتمال اینکه هر کسی در طول عمر خود به افسردگی دچار شود به طور متوسط ۱۵درصد است که ازاین ۱۵درصد تعداد خانم های افسرده بیشتر از آقایان است.

افسردگی

شخص افسرده کسی است که غمگین و ناراحت می باشد

افسردگی یکی از شایع ترین بیماریهای نوع بشر است وعلانم مختلفی دارد مانند علایم جسمانی که موجب مراجعه به پزشک می شود.

حدود ۶در صد از افراد جامعه مبتلا به افسردگی هستند. احتمال اینکه هر کسی در طول عمر خود به افسردگی دچار شود به طور متوسط ۱۵درصد است که ازاین ۱۵درصد تعداد خانم های افسرده بیشتر از آقایان است.

علایم
علامت اصلی افسردگی اساسی یک دوره حداقل دو هفته ای است که در طی آن فرد افسرده علاقه و احساس لذت را تقریبآ در همه فعالیت ها از دست می دهد در کودکان و نوجوانان نیز به همین صورت است.

در فرد افسرده اشتها معمولاً کاهش می یابد،بیخوابی، کاهش انرژی، کاهش اشتها و باختن وزن،  فرسودگی، احساس گناه، استرس، اضطراب، ناتوانی تفکر و اختلال تمرکز (درکودکان افت ناگهانی در نمرات و در بزرگتر ها زوال عقل)، برهم خوردن روابط اجتماعی، اقدام به خود کشی(وخیم ترین پیامد دوره افسردگی احساس اقدام یا انجام خودکشی، و روی آوردن به اعتیاد است) پیش میاید.

سیر بیماری
علایم دوره افسردگی معمولاً در طی روزها یا هفته ها به وجود می آید.

دوره های اولیه که با علایم اضطراب و افسردگی خفیف همراه است ممکن است هفته ها یا ماهها قبل از شروع دوره افسردگی اساسی کامل طول بکشد.

دوره درمان ۶ ماه یا بیشتر صرف نظر از سن شروع طول می کشد. در اکثر موارد بهبودی کامل علایم وجود دارد و کارکرد فرد به سطح قبل از بیماری برمی گردد. در مواردی شاید ۲۰ تا ۳۰ در صد برخی علایم افسردگی که برای نشان دادن یک بیمار افسرده است کافی نیست. ممکن است ماهها یا سالها ادامه یابد و یا برخی ناتوانی ها یا اختلالات که در این موارد ممکن است بهبودی نسبی داشته باشد.

(داستان آموزنده )
داستان خانم ایکس نمونه بارزی از این نوع اشتباهات است: این خانم ۴۸ ساله مراکشی پس از فوت ناگهانی پسرش بعلت تصادف به بیخوابی و خستگی و سر دردهای شدید مبتلا شد که داروهای مسکن معمولی نمی توانست به او کمک کند. خانم ایکس بعدازآنکه مدتها به پزشکان مختلف از قبیل متخصص اعصاب، چشم پزشک، و متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کرد و نتیجه ای نگرفت.
دست آخر یک دندانپزشک سردرد او را ناشی از خرابی دندانها تشخیص داد و تمام دندانهای اورا کشید و به جایش دندان مصنوعی گذاشت اما اینکار نیز نه فقط از سردرد او چیزی نکاست بلکه شدت آنرا هم افزون کرد. بالاخره همان دندانپزشک وی را به یک روانپزشک معرفی کرد. روانپزشک ناراحتی او را افسردگی تشخیص داد و سردردهای ناشناخته بیمار را ناشی از آن دانست. با شروع درمان ضد افسردگی، سردرد و سایر نشانه های بیماری برطرف شد و بیمار سلامتی کامل خود را بازیافت. نتیجه موفقیت آمیز درمان، صحت تشخیص روانپزشک را تأیید می کرد.

پاسخی بگذارید